رابطه ی اسلام با عقل (مطلب4)
به نام خدا رابطه ی اسلام با عقل
امروز به پاسخگویی به این شبهه که آیا اسلام یک دین ضد عقل و تفکر و اندیشه بوده و مخالف تعقل و تفکر است؟ می پردازیم.
مطالب از نظر اسلام سه دسته اند :
-
عقلی : بسیاری از مطالب از این نوع هستند که عقل می تواند آن ها را درک کرده و درباره ی آن ها تصمیم گیری کند.
-
ضدعقلی : مطالبی که عقل آن ها را ضد خود و مخالف با خود تشخیص می دهد
-
فراعقلی : برخی از مطالب را عقل فراتر از خود و غیرقابل درک برای خود می داند و میگوید که دیگر نمی توانم تشخیصی داشته باشم. مثلاً وقتی به عقل می گویی ثابت کن خدا هست می تواند به راحتی ثابت کند ولی وقتی می گویی خدا کیست؟ دیگر تسلیم شده و نمی تواند پاسخ دهد در این گونه موارد نیاز به یک قدرت فراعقلی داریم که این قدرت همان دل است ، دل میتواند در مواردی که عقل قادر به پاسخگویی نیست ، پاسخگو باشد.
دشمنان اسلام مطالب را در دو دسته تقسیم می کنند و می گویند که یک موضوع یا عقلانی است یا ضد عقل و حالت دیگری ندارد، این گونه تصور باعث به وجود آمدن شبهه های بسیاری می شود که از ابتدا غلط است. مثلاً آن ها می گویند که آیا نماز خواندن یک مسئله عقلی است؟ پس چون عقلی نیست یک مسئله ضدعقلی محسوب می شود و دین اسلام ضدعقل است.
پیامبر(ص) فرمودند : خدا در هیچ جایی جز در دل مومن جای نمی گیرد. پس ،از این حرف پیامبر می توان نتیجه گرفت که دل بسیار بزرگ و پرقدرت تر از عقل است.
ارزش عقل در اسلام :
1) 49 بار در قرآن از کلمه عقل و مشتقات آن استفاده شده است.
2) در پایان آیات بزرگ قرآن عبارت لِقومٍ یعقلون (برای قومی که تعقل می کنند ) آمده است و در پایان آیاتی که مطالب مهمی را بیان کرده است نیز این کلمه و مشابه آن آمده ، گویی خدا در تلاش است که انسان را وادار به تعقل و تفکر کند.
3) 16 بار در قرآن خدا پرسیده که چرا تعقل نمی کنید ( اَفلا تَعقلون )
4) در پایان آیه 21 سوره حشر کلمه یَتَفکّرون آمده که مانند مرزی بین آیات ساده ماقبل آن و آیات دشوار پس از آن است و رمز عبور از این مرز و رفتن به سراغ آیات دشوار تفکر کردن ( یتفکرون ) است. یعنی برای فهمیدن آیات بعدی بسیار باید تفکر کرد ( دعوت به تفکر )
5) در آیه 10 سوره مُلک : اهل جهنم می گویند که اگر کمی عقل خود را به کار می گرفتیم ، اهل بهشت می شدیم .
و آن ها پشیمان از استفاده نکردن از عقل خود خواهند بود.
6) امام باقر(ع) : هرکس از عقل خود استفاده کند دین دار می شود.
7) پیامبر(ص) : خدا در بین بندگانش هیچ چیزی بالاتر از عقل را قسمت نکرده است.
8) پیامبر(ص) : عقل نوری است که خدا آن را روشنگر دل قرار داده است.
9) علی (ع): بالاترین نعمت عقل است.
10) علی (ع): ارزش هر انسانی خرد اوست.
11) امام صادق (ع): هیچ ثروتی پربرکت تر از خردمندی نیست و هیچ فقری پستتر از بی خردی.
12) امام باقر (ع): بی خردی مصیبتی است که هیچ مصیبتی مانند آن نیست.
13) پیامبر (ص): از عقل راهنمایی بگیرید تا به رشد برسید و نافرمانی خرد نکنید که پشیمان می شوید.
14) و هزاران دلیل و مدرک دیگر که نشان می دهد اسلام کاملاً موافق عقل و تفکر است و حتی بسیار زیاد مومنان را به تفکر و استفاده از عقل دعوت کرده ، ولی متاسفانه ما از عقلمان به خوبی استفاده نمی کنیم و تصمیم گرفتیم عقل را همانطور که از خدا تحویل گرفتیم بدون کار کشیدن از آن به خودش تحویل دهیم .! ( در حالی که خود او ما را به استفاده از عقل دعوت می کند.)
ارزش تفکر در اسلام:
حال این گنج که در اختیار انسان است یک کلید دارد که آن تفکر است ، تفکر کلید بهره مندی از این عقل است.
در پایان بسیاری از آیات بزرگ عبارت لِقومٍ یتفکّرون آمده است.
آیه 191 سوره آل عمران : خداوند اولوالالباب (افراد والا مقام) را این چنین توصیف می کند که نشسته و ایستاده و درازکشیده در حال عبادت خدا هستند ، ولی آیا این عبادت نماز و روزه و تسبیح است؟ ، این عبادت فقط نماز نیست بلکه تفکر در تمام مخلوقات خدا است که در نهایت موجب می شود فرد بگوید که خدایا این را بیهوده نیافریدی و تو پاک و منزّه هستی ، و همچنین در توصیف گروه مقابل اولولالباب که انسان های جاهل توصیف می شوند این چنین می گوید که آیا آن ها فکر نمی کنند که این جهان را بیهوده نیافریدیم .
یک ساعت تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت است. (اثر کمالی دارد)
نتیجه :
-
اسلام حقیقی دین را هماهنگ با عقل و عقل را هماهنگ با دین می داند.
-
علی (ع) : خرد ، شریعت درونی است و شریعت خرد بیرونی است.
-
اصول و عقاید اسلامی و آموزه های عملی آن کاملاً عقلانی است.
-
دین اسلام ضد خرافات است : چون خرافات از نوع ضد عقلانی است و اسلام با مطالب ضد عقلی مخالف است .
-
دین اسلام ضد ضایع کنندگان عقل است ، ضایع کنندگانی مانند : موسیقی حرام ، الکل ، شراب و .....
در پایان از شما دوستان عزیز خواهش می کنم که نسبت به نوع نوشته ها نظرات خود را با ما در میان بگذارید و اگر واقعاً قانع کننده نیستند ، دلایل بیشتری را بیان کنیم.
مقداد بن اسود، از صحابه پیامبر اسلام بود. او با محمّد(ص) از مکّه به مدینه هجرت کرد و در نبردهای محمّد (ص) در سپاه اسلام میجنگید.